در اعماق شخصیت
انگیزه مثبت یا انگیزه منفی: کدام‌یک بهتر است؟
آیا برای بالا رفتن از نردبان زندگی به نیروی محرکه نیاز دارید؟ به نظر می‌رسد وجود نیروی محرکه در این جهان رقابتی یکی از ضروریات است. در واقع، این نیروی بی‌رحم چیزی جز انگیزه نیست. آیا برای انگیزه داشتن تلاش می‌کنید؟ مهم نیست که گام‌های بزرگ برمی‌دارید تا به حرفه رویایی خود برسید یا این که گام‌های کوچکی برمی‌دارید و سر تعظیم بر این یکنواختی خسته‌کننده فرو می‌آورید، برای هر کدام به انگیزه نیاز دارید.

انگیزه می‌تواند هم در یک شغل تخصصی یا حرفه‌ای یا یک رشد شخصی مستمر الهام‌بخش باشد، غیبت انگیزه می‌تواند کار هر کسی را یکسره کند. البته باید بگوییم که دو نوع انگیزه وجود دارد: انگیزه مثبت و منفی. اما فرق میان این دو چیست و کدام بهتر است؟ 

انگیزه مثبت و انگیزه منفی

انگیزه مثبت چیست؟

انگیزه مثبت یک شیوه تشویقی مبتنی بر پاداش است. آیا می‌دانید نیروی محرکه این تکنیک انگیزشی چیست؟ تصور پاداش‌هایی که در پی موفقیت می‌آیند. این انگیزه مثبت چه در حد دریافت یک شکلات به خاطر نمرات خوب یا در حد ترفیع گرفتن و اضافه‌حقوق باشد، در واقع کاتالیزوری است که آتش درون شما را روشن نگه می‌دارد. 
انگیزه مثبت تجسم دریافت پاداش از جانب رئیس است یا پیش‌بینی یک لبخند روی صورت یک فقیر و نیازمند. انتظار پاداش از هر نوعی که باشد، چه تصور یک مالکیت مادی ملموس یا شورواشتیاقی برای رسیدن به یک احساس معنوی ناملموس، محرکی از نوع انگیزه مثبت است. اگر می‌خواهید حس موفقیت را تجربه کنید و از آن لذت ببرید، اهداف واقعی خود را به اهداف کوتاه‌مدت تقسیم کنید و پاداش‌هایی را برای رسیدن به دستاوردها و موفقیت‌های کوچک خود در نظر بگیرید.
این پاداش می‌تواند دیدن فیلم موردعلاقه یا تفریح با دوستان باشد. موفقیت‌های کوچک‌تان را حتما جشن بگیرید. احساس آنی موفقیت، روحیه شما را به‌موقع تقویت می‌کند و هم‌زمان شما را تشنه و امیدوار نگه می‌دارد. 

انگیزه منفی چیست؟ 

انگیزه منفی یک روش تقویت‌کننده مبتنی بر مجازات و محرومیت است و محرک آن ترس از دست دادن امکانات موجود است. انگیزه منفی همان نیروی محرکه‌ای است که دانش آموزان را به‌اجبار سر ساعتی معین در مدرسه حاضر می‌کند، چون در غیراین صورت امکان حضورشان در سر کلاس وجود ندارد.
برخلاف انگیزه مثبت، انگیزه منفی، همان روشی است که کارمند را به دلیل ترس از سرزنش‌های رئیسش به سخت‌کوشی و تقلا وادار می‌کند. در این تکنیک انگیزشی، این احساس غرور ناشی از قدردانی از سوی ناظران نیست که باعث انگیزه در فرد و تلاش بیشتر در جهت رشد و پیشرفت می‌شود، بلکه در واقع ترس از انتقاد از سوی آنان است.  
در حقیقت، بیشتر ما فشار الهام‌بخش مشترکی را تجربه کرده‌ایم: مجبوریم سخت کار کنیم تا پول به‌دست بیاوریم، در غیر این صورت حتی قادر به برآورده ساختن نیازهای اولیه بقا هم نیستیم و همین ترس از دست دادن و محرومیت باعث می‌شود همچنان به کار کردن ادامه دهیم. 

مطلب پیشنهادی

مغز چگونه بر محدودیت‌هایش غلبه می‌کند؟
تلاش مغز برای غلبه بر عملکرد ضعیف خود

کدام انگیزه بهتر است؟

انگیزه مثبت و منفی دو روی یک سکه هستند. اگر گرفتن پاداش را برای کسب موفقیت به‌عنوان نیروی محرکه خود در نظر گرفتید، در واقع انگیزه مثبت را انتخاب کرده‌اید. اگر ترس از مجازات به خاطر شکست، نیروی محرکه شما است، در حقیقت برای انگیزه منفی تلاش می‌کنید. درحالی‌که فکر دستیابی و موفقیت، انگیزه مثبت را القا می‌کند، انگیزه منفی حاصل تفکر از دست دادن و باختن است. کدام شیوه بهتر است. باید بگوییم که این موضوع به اندیشه و تصورات فردی و شرایط موجود بستگی دارد.
برای عده‌ای انگیزه مثبت شگفتی ایجاد می‌کند و در عده‌ای دیگر انگیزه منفی معجزه می‌کند. در ادامه چند نمونه عملی را ارزیابی می‌کنیم تا خودتان نتیجه‌گیری کنید، کدام انگیزه بهتر است:
- فرض کنید، نیروی انگیزشی‌تان برای انجام تمرین‌های سخت بدنسازی با هدف تناسب‌اندام، رفتن به تعطیلات است. پس شما انگیزه مثبت را برای موفقیت خود برمی‌گزینید، اما دوست شما به‌نوعی معتاد باشگاه رفتن است، چون اندام ورزشکارانه دارد. او می‌ترسد که اگر هرروز تمرین‌های سخت را انجام ندهد، جذابیت فعلی خود را از دست بدهد. پس به‌طور حتم انگیزه منفی، نیروی محرکه اوست.
- برای برخی‌ها، داشتن یک زندگی مرفه انگیزه‌ای است که آن‌ها را به سخت‌کوشی تشویق می‌کند (انگیزه مثبت). اما افرادی هم هستند که سخت کار می‌کنند، از ترس آن‌که مبادا امکانات موجود زندگی را از دست بدهند (انگیزه منفی).
بگذارید یک پیش‌فرض را مطرح کنیم:
فرض کنید، رئیس شما پذیرفته در صورت موفقیت در پروژه بعدی شرکت، با ارتقای شغلی‌تان موافقت کند، این یک انگیزه مثبت مبتنی بر پاداش است. حال فرض کنید که او می‌گوید، اگر در این پروژه شکست بخورید، اخراج خواهید شد، این یک انگیزه منفی مبتنی بر مجازات است. 
بله، هر دو روش با توجه به شرایط مختلف، در ایجاد انگیزه نقش مهمی دارند. درحالی‌که فکر کردن به پاداش و ترفیع، مطالبه یک موقعیت خاص است، وضعیت دیگر در جست‌وجوی راهی برای فرار از مجازات و انتقاد است.

مطلب پیشنهادی

۷ مهارتی که کمک می‌کنند تا با دیگران بهتر کنار بیاییم
نقش انواع همدلی در سازگاری با دیگران

هنوز هم به دنبال برنده هستید؟

هردو انگیزه مهم هستند؛ اما به نظر می‌رسد اثرگذاری انگیزه مثبت بیشتر از همتای آن باشد. همان‌طور که می‌دانید سطح انگیزه باید همیشه بالا باشد، اما آیا شدت هر کدام را بررسی کرده‌اید؟
درحالی‌که سطح بالایی از انگیزه مثبت انرژی را در شما پمپاژ ‌می‌کند؛ سطح بالای انگیزه منفی فشار زیادی را به شما تحمیل می‌کند.
به سراغ سناریویی می‌رویم که بیشتر ما آن را تجربه کرده‌ایم. به‌عنوان یک دانش‌آموز، وقتی والدین‌تان قول می‌دهند که در صورت موفقیت در امتحانات برای شما دوچرخه بخرند، فکر داشتن یک دوچرخه جدید سطح استقامت و تحمل شما را بالا می‌برد و وقتی والدینتان می‌گویند، اگر در امتحانات مردود شوی یا نمره خوبی نیاوری، مسافرت منتفی می‌شود، فکر از دست دادن تعطیلات ترس را به شما القا می‌کند. حال اگر از شما بپرسیم که کدام‌یک از این دو انگیزه بهتر کار می‌کند و یک گزینه را انتخاب کنید، شما منکر لذت دستیابی به یک دوچرخه و اندوه از دست دادن تعطیلات که می‌تواند شما را به انجام بهتر کار ترغیب کند، نمی‌شوید؛ اما از آنجا که انگیزه مثبت بدون اضطراب و اعمال فشار، یک فرآیند لذت‌بخش است، در بیشتر مواقع برنده است. به‌یقین شما، کار کردن برای رئیسی که با خوش‌رویی به شما انگیزه می‌دهد و به دنبال نتایج متعهدانه از سوی شماست، بیشتر می‌پسندید و دوست ندارید برای کارفرمای بدخلقی کار کنید که قصد دارد با تهدید به اخراج کارمندانش به هدف خود برسد. 
درحالی‌که ترس از شکست ممکن است فرد را به ادامه کار تشویق کند، فکر کردن به موفقیت هم می‌تواند باعث صعود او شود. هر دوی این انگیزه‌ها مهم هستند، اما انتخاب هر کدام، به شرایط موجود بستگی دارد. بله گاهی اوقات انگیزه منفی می‌تواند سخت‌گیرانه باشد. این نگرانی از عدم موفقیت، روی کیفیت کار اثر می‌گذارد. گاهی‌اوقات، همه‌چیز تاریک و غم‌انگیز به نظر می‌رسد. ترس از دست دادن، اعتمادبه‌نفس فرد را تضعیف می‌کند.
اگر هدف بلندمدت دارید و فکر می‌کنید که انگیزه منفی موجب تسریع در کارها می‌شود، این قضیه امری تصادفی است و این احتمال وجود دارد که در نیمه‌راه باعث شکست‌تان شود. اگر فردی سرسخت و پرتحمل نیستید، انگیزه منفی بیش‌ازحد، می‌تواند برای شما خطرناک باشد. حواستان باشد که انگیزه منفی می‌تواند دروازه‌ای برای ورود احساسات منفی همچون غم و اندوه، ناامیدی و البته ترس به درون شما باشد و ممکن است آنقدر تحت تاثیر این احساسات قرار بگیرید که به‌جای ایجاد انگیزه به بی‌انگیز‌گی دچار شوید.

سخن پایانی

هیجان، یک احساس مثبت است؛ محصول جانبی انگیزه مثبت. از سوی دیگر، ترس یک احساس منفی است؛ عصاره انگیزه منفی.
 زندگی پرسرعت و پرمشغله امروزی، صبر و اعتمادبه‌نفس ما را می‌آزماید. به همین دلیل، انگیزه برای هر کسی مهم است. هر کدام در نوع خود تاثیرگذار هستند. این شما هستید که باید انتخاب کنید، کدام یک از این دو انگیزه می‌تواند شما را به سمت موفقیت سوق دهد.
بدیهی است، اگر در جنگل شیری به شما نزدیک شود، مهم نیست که چقدر خسته یا ناتوان هستید، سریع‌تر از همیشه پا به فرار می‌گذارید. این یعنی در آن لحظه انگیزه منفی بیشتر به کار شما می‌آید، چون می‌دانید اگر آنجا بمانید، چه سرنوشتی در انتظار شماست. 

اگر به به این دست از مقالات علاقه‌مندید بخش موفقیت و کارآفرینی سایت شبکه را مرور کنید.

ماهنامه شبکه را از کجا تهیه کنیم؟
ماهنامه شبکه را می‌توانید از کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور و نیز از دکه‌های روزنامه‌فروشی تهیه نمائید.

ثبت اشتراک نسخه کاغذی ماهنامه شبکه     
ثبت اشتراک نسخه آنلاین

 

کتاب الکترونیک +Network راهنمای شبکه‌ها

  • برای دانلود تنها کتاب کامل ترجمه فارسی +Network  اینجا  کلیک کنید.

کتاب الکترونیک دوره مقدماتی آموزش پایتون

  • اگر قصد یادگیری برنامه‌نویسی را دارید ولی هیچ پیش‌زمینه‌ای ندارید اینجا کلیک کنید.

ایسوس

نظر شما چیست؟